انجمن سراسری حقوق دانان افغانستان
Tuba Hashemi
archive_contributors
سند آرشیوی
قانونمندی، احترام و رشد سالم در خانواده و اجتماع
طوبی هاشمی،
آموزگار پیشین بخش ارتقای ظرفیت ادارهٔ لوی څارنوالی جمهوری اسلامی افغانستان، و در حال حاضر آموزگار یکی از مکاتب سویدن است. ایشان همچنان عضو هیئت اجرائیه و مدیر بخش تخنیک تلویزیون حقوق بوده است
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قانونمندی، احترام و رشد سالم در خانواده و اجتماع
خانواده نخستین مکتب زندگی و نخستین جایی است که کودک در آن مفهوم قانون، احترام، مسئولیتپذیری و نظم را میآموزد. اگر فرزندان از کودکی بیاموزند که قانون برای ایجاد نظم، امنیت و حفظ حقوق همه انسانهاست، در آینده نیز به افرادی قانونمند، مسئول و بااحترام در جامعه تبدیل خواهند شد.
قانونمند بودن تنها به معنای اطاعت از قوانین اجتماعی نیست؛ بلکه شامل رعایت حقوق دیگران، احترام به بزرگتر و کوچکتر، پذیرش مسئولیت، رعایت نظم، کنترل خشم و توجه به پیامد رفتارهای خود نیز میشود. در یک خانواده سالم، قوانین باید روشن، منطقی و برای همه قابل فهم باشند و والدین نیز خودشان الگوی عملی رعایت قانون و نظم باشند.
احترام و دیسپلین در خانواده
دیسپلین به معنای ترس از مجازات نیست؛ بلکه به معنای ایجاد عادتهای سالم، مسئولیتپذیری و توانایی مدیریت رفتار است. کودک باید بداند که احترام به والدین، معلم، دوستان و سایر افراد، نشانه شخصیت و تربیت خوب است.
در خانواده بهتر است به جای فریاد، تحقیر و تنبیه، از گفتوگوی آرام، توضیح دلیل قوانین و تشویق رفتارهای مثبت استفاده شود. کودک زمانی بهتر یاد میگیرد که احساس کند شنیده میشود و نظرش برای خانواده اهمیت دارد.
گفتوگوی خانوادگی؛ حداقل ماهی یک بار
یکی از روشهای مفید برای تقویت ارتباط خانواده، برگزاری یک جلسه خانوادگی حداقل ماهی یک بار است. در این نشست، والدین و فرزندان میتوانند درباره موضوعات مختلف صحبت کنند:
چه چیزهایی در خانواده خوب پیش میرود؟
چه مشکلی نیاز به اصلاح دارد؟
هر یک از اعضای خانواده چه مسئولیتی دارند؟
فرزندان در مکتب پوهنتون و روابط اجتماعی چه تجربهای داشتهاند؟
برای ماه آینده چه هدفی میتوان تعیین کرد؟
این گفتوگو باید فضای امنی داشته باشد؛ یعنی کودک بتواند بدون ترس از سرزنش، مشکلات و احساسات خود را بیان کند. هدف جلسه پیدا کردن مقصر نیست، بلکه یافتن راهحل و رشد مشترک خانواده است.
دور نگه داشتن کودکان از کینه و بدگویی
یکی از مسئولیتهای مهم والدین، محافظت از محیط روانی کودکان است. نباید کودکان را به دشمنی، کینهتوزی، بدگویی، تحقیر دیگران یا مقایسه دائمی با همسالان تشویق کرد.
اگر در مورد شخصی اختلافی وجود دارد، بهتر است کودک بیاموزد که اختلاف نظر طبیعی است و میتوان آن را با گفتوگو، احترام و رفتار عاقلانه حل کرد. کودک نباید بار کینه و اختلاف بزرگترها را بر دوش بکشد.
همچنین بهتر است در حضور کودکان از بدگویی درباره دیگران، تمسخر افراد و مقایسه تحقیرآمیز پرهیز شود؛ زیرا کودکان بسیاری از رفتارهای بزرگسالان را از طریق مشاهده یاد میگیرند.
رقابت سالم، نه رقابت ناسالم
رقابت میتواند زمانی مفید باشد که باعث تلاش، یادگیری و پیشرفت شود. اما رقابت زمانی ناسالم میشود که هدف آن شکست دادن، تحقیر کردن یا پایین آوردن ارزش دیگران باشد.
بهتر است به فرزندان بیاموزیم:
«با دیگران رقابت کن، اما برای بهتر شدن خودت؛ نه برای کمارزش کردن دیگری.»
کودک باید یاد بگیرد که موفقیت دوست، همصنف یا همسال او، تهدیدی برای موفقیت خودش نیست. میتوان از موفقیت دیگران الهام گرفت و پرسید: «من از این موفقیت چه چیزی میتوانم یاد بگیرم؟»
به جای گفتن «چرا مثل فلانی نیستی؟»، بهتر است بگوییم:
«تو نسبت به گذشته چه پیشرفتی کردهای؟ و برای قدم بعدی چه کاری میتوانی انجام بدهی؟»
این نوع نگاه، اعتمادبهنفس، انگیزه و روحیه یادگیری را تقویت میکند.
تلاش برای یادگیری سالم
هدف آموزش تنها گرفتن نمره خوب نیست؛ بلکه ایجاد شخصیت سالم، تفکر منطقی، مسئولیتپذیری و علاقه به یادگیری است. کودک باید تشویق شود که سؤال بپرسد، اشتباه کند، از اشتباه خود درس بگیرد و دوباره تلاش کند.
باید به فرزندان یاد داد که اشتباه کردن پایان راه نیست؛ بلکه بخشی از مسیر یادگیری است. مهم این است که انسان از اشتباه خود آگاه شود، آن را اصلاح کند و برای بهتر شدن تلاش نماید.
سخن پایانی
خانوادهای سالم، خانوادهای نیست که در آن هیچ مشکلی وجود نداشته باشد؛ بلکه خانوادهای است که اعضای آن یاد گرفتهاند مشکلات را با احترام، گفتوگو و مسئولیتپذیری حل کنند.
اگر در خانواده قانون، احترام، نظم، محبت، گفتوگو، رقابت سالم و تشویق به تلاش در کنار هم قرار بگیرند، فرزندان نه تنها در درس و مدرسه، بلکه در زندگی اجتماعی نیز رشد سالمتری خواهند داشت.
جامعه قانونمند از خانوادههای قانونمند آغاز میشود؛ و انسان مسئول، از کودکی میآموزد که احترام به دیگران، احترام به خود و تلاش برای پیشرفت، ارزشهایی هستند که در تمام زندگی همراه او خواهند بود
Med vänlig hälsningtuba Hashimi
0046 767138622
خانواده نخستین مکتب زندگی و نخستین جایی است که کودک در آن مفهوم قانون، احترام، مسئولیتپذیری و نظم را میآموزد. اگر فرزندان از کودکی بیاموزند که قانون برای ایجاد نظم، امنیت و حفظ حقوق همه انسانهاست، در آینده نیز به افرادی قانونمند، مسئول و بااحترام در جامعه تبدیل خواهند شد.
قانونمند بودن تنها به معنای اطاعت از قوانین اجتماعی نیست؛ بلکه شامل رعایت حقوق دیگران، احترام به بزرگتر و کوچکتر، پذیرش مسئولیت، رعایت نظم، کنترل خشم و توجه به پیامد رفتارهای خود نیز میشود. در یک خانواده سالم، قوانین باید روشن، منطقی و برای همه قابل فهم باشند و والدین نیز خودشان الگوی عملی رعایت قانون و نظم باشند.
احترام و دیسپلین در خانواده
دیسپلین به معنای ترس از مجازات نیست؛ بلکه به معنای ایجاد عادتهای سالم، مسئولیتپذیری و توانایی مدیریت رفتار است. کودک باید بداند که احترام به والدین، معلم، دوستان و سایر افراد، نشانه شخصیت و تربیت خوب است.
در خانواده بهتر است به جای فریاد، تحقیر و تنبیه، از گفتوگوی آرام، توضیح دلیل قوانین و تشویق رفتارهای مثبت استفاده شود. کودک زمانی بهتر یاد میگیرد که احساس کند شنیده میشود و نظرش برای خانواده اهمیت دارد.
گفتوگوی خانوادگی؛ حداقل ماهی یک بار
یکی از روشهای مفید برای تقویت ارتباط خانواده، برگزاری یک جلسه خانوادگی حداقل ماهی یک بار است. در این نشست، والدین و فرزندان میتوانند درباره موضوعات مختلف صحبت کنند:
چه چیزهایی در خانواده خوب پیش میرود؟
چه مشکلی نیاز به اصلاح دارد؟
هر یک از اعضای خانواده چه مسئولیتی دارند؟
فرزندان در مکتب پوهنتون و روابط اجتماعی چه تجربهای داشتهاند؟
برای ماه آینده چه هدفی میتوان تعیین کرد؟
این گفتوگو باید فضای امنی داشته باشد؛ یعنی کودک بتواند بدون ترس از سرزنش، مشکلات و احساسات خود را بیان کند. هدف جلسه پیدا کردن مقصر نیست، بلکه یافتن راهحل و رشد مشترک خانواده است.
دور نگه داشتن کودکان از کینه و بدگویی
یکی از مسئولیتهای مهم والدین، محافظت از محیط روانی کودکان است. نباید کودکان را به دشمنی، کینهتوزی، بدگویی، تحقیر دیگران یا مقایسه دائمی با همسالان تشویق کرد.
اگر در مورد شخصی اختلافی وجود دارد، بهتر است کودک بیاموزد که اختلاف نظر طبیعی است و میتوان آن را با گفتوگو، احترام و رفتار عاقلانه حل کرد. کودک نباید بار کینه و اختلاف بزرگترها را بر دوش بکشد.
همچنین بهتر است در حضور کودکان از بدگویی درباره دیگران، تمسخر افراد و مقایسه تحقیرآمیز پرهیز شود؛ زیرا کودکان بسیاری از رفتارهای بزرگسالان را از طریق مشاهده یاد میگیرند.
رقابت سالم، نه رقابت ناسالم
رقابت میتواند زمانی مفید باشد که باعث تلاش، یادگیری و پیشرفت شود. اما رقابت زمانی ناسالم میشود که هدف آن شکست دادن، تحقیر کردن یا پایین آوردن ارزش دیگران باشد.
بهتر است به فرزندان بیاموزیم:
«با دیگران رقابت کن، اما برای بهتر شدن خودت؛ نه برای کمارزش کردن دیگری.»
کودک باید یاد بگیرد که موفقیت دوست، همصنف یا همسال او، تهدیدی برای موفقیت خودش نیست. میتوان از موفقیت دیگران الهام گرفت و پرسید: «من از این موفقیت چه چیزی میتوانم یاد بگیرم؟»
به جای گفتن «چرا مثل فلانی نیستی؟»، بهتر است بگوییم:
«تو نسبت به گذشته چه پیشرفتی کردهای؟ و برای قدم بعدی چه کاری میتوانی انجام بدهی؟»
این نوع نگاه، اعتمادبهنفس، انگیزه و روحیه یادگیری را تقویت میکند.
تلاش برای یادگیری سالم
هدف آموزش تنها گرفتن نمره خوب نیست؛ بلکه ایجاد شخصیت سالم، تفکر منطقی، مسئولیتپذیری و علاقه به یادگیری است. کودک باید تشویق شود که سؤال بپرسد، اشتباه کند، از اشتباه خود درس بگیرد و دوباره تلاش کند.
باید به فرزندان یاد داد که اشتباه کردن پایان راه نیست؛ بلکه بخشی از مسیر یادگیری است. مهم این است که انسان از اشتباه خود آگاه شود، آن را اصلاح کند و برای بهتر شدن تلاش نماید.
سخن پایانی
خانوادهای سالم، خانوادهای نیست که در آن هیچ مشکلی وجود نداشته باشد؛ بلکه خانوادهای است که اعضای آن یاد گرفتهاند مشکلات را با احترام، گفتوگو و مسئولیتپذیری حل کنند.
اگر در خانواده قانون، احترام، نظم، محبت، گفتوگو، رقابت سالم و تشویق به تلاش در کنار هم قرار بگیرند، فرزندان نه تنها در درس و مدرسه، بلکه در زندگی اجتماعی نیز رشد سالمتری خواهند داشت.
جامعه قانونمند از خانوادههای قانونمند آغاز میشود؛ و انسان مسئول، از کودکی میآموزد که احترام به دیگران، احترام به خود و تلاش برای پیشرفت، ارزشهایی هستند که در تمام زندگی همراه او خواهند بود
Med vänlig hälsningtuba Hashimi
0046 767138622
Tuba Hashemi
مشارکت رسمی در آرشیو
انجمن سراسری حقوق دانان افغانستان